سيد جلال مصطفوى كاشانى
35
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
پس ريز شدن اجزا سبب مىشود قواى طبيعى اجسام ضعيف شوند و نتوانند بهطور طبيعى به مكانى كه مخصوص هر يك از آنهاست حركت كنند ( امروزه ، مىدانيم كه قواى ديگرى نيز از قبيل مقاومت محيط مادى در برابر حركت اجسام در اين امر دخالت دارد ) . به اين ترتيب ، اجزاى خاكى و آبى مىتوانند به صورت ذرات فوقالعاده ريز درآيند و با اجزاى هوا آميخته شده جسم مركبى را بسازند . اجزاى اين جسم مركب ، از يكديگر جدا نمىشوند و هر يك ، به علتى كه ذكر كرديم ، به مكان طبيعى خود نمىروند و در صورت جدا شدن ، به زمانى درازتر و حركتى بسيار كندتر نياز دارند . هر قدر اين اجزا ريزتر باشند تركيب ( جمع شدن ) آنها با يكديگر ، باوجود دورى از طبيعت هم ، بهتر و كاملتر صورت مىگيرد و جدا شدنشان سختتر و ديرتر انجام خواهد گرفت . بهاينترتيب ، قدما معتقد بودند كه در اجسام مركب ، عناصر به صورت اجزاى فوقالعاده ريز در مجاورت يكديگر قرار دارند و به عبارت ديگر ، در اجسام مركب صورت عناصر محفوظ است ؛ يعنى ، مثلا اجزاى آب ، خاك و هوا بدون اينكه تغيير ماهيت داده باشند ، بالفعل در يك برگ درخت موجود هستند . منتها ، چشم قادر نيست اجزاى تشكيلدهندهء آن را به دليل خردى و ريزى بيش از حدّشان ، از هم تشخيص دهد ، مانند اينكه اگر گرد زغال با گرد سفيداب ، بهطور كامل ، مخلوط شود حسّ انسان نمىتواند اجزاى آن را از يكديگر تشخيص دهد و رنگى كه درك مىشود بين سياهى و سپيدى است . ارسطو دراينباره مىگويد : اگر ادراك حس بصر در نهايت قوت بود ، شخص در گوشت ، آب ، خاك ، هوا و آتش را از يكديگر متمايز مىديد ( ترجمه فنّ سماع طبيعى ، ص 689 ) . پس از اينكه اجسام بسيط ، بهاينترتيب به يكديگر پيوستند ، جسم مركب قوام و دوام پيدا مىكند و اجزاى آن به واسطهء تماس با يكديگر فعل و انفعال خواهند كرد . اما ، معنى قوام اين است كه اگر جسمى خشك با جسمى تر يا جسمى كثيف با جسمى لطيف آميخته شود ، روىهمرفته ، به حالتى از خشكى و ترى يا كثافت و لطافت و سختى و نرمى - كه متوسط اين دو حالت است - درمىآيد و هر كدام كه اجزائشان غلبه پيدا كند ،